احمد غزالى
41
مكاتبات خواجه احمد غزالى با عين القضات همدانى ( فارسى )
فصل ( 6 ) [ اگر تنبيهى ناگاه دررسد زينهار كه يك طرفة العين تأخير نكنى كه هلاك شوى ] اگر تنبيهى ناگاه دررسد زينهار كه يك طرفة العين تأخير نكنى كه هلاك شوى . فرمانى كه بوسايط به تو رسد ديگر است . آن را وجوب موسع 6 خوانند . اما آنچه از جلالت كار بتابد آن را حاكمات وقت خوانند . اگر چندان تأخير افتد كه كسى مثلا « قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ » ( 112 / 1 ) برخواند بيم هلاك و حرمان و سبب قطعيت و هجران بود . زيرا كه مثال آن فرمان بوسايط چنان بود كه سلطان ترا برسولى بخواند . روا بود كه استعدادى يا مهلتى را درو مجال بود . اما آنچه سلطان ترا بهخودىخود بخواند ، اگر در حال عين امتثال نكردى هلاك لازم گردد و هجران ابدى و شقاوت سرمدى . اكنون اين بشناس در مراقبهء خواطر و در اوقات اذكار و در روزگارها ، كه نتوان دانست كه كى بود اين دعوت . « الوقت سيف » 7 اين بود . چون اجابت رود بلا تأخير ، علايق او را
--> ( 85 ) - فصل B : - M - - ( 87 ) - ناگاه M : - B - - كه يك M : كه تا يك B - - ( 89 ) - خوانند B : - M - - ( 90 ) - افتد M : كنى B - - ( 91 ) - برخواند M : بخواند B - - بيم M : هم B - - و سبب قطعيت M : - B - - ( 92 ) - بوسايط . . . سلطان B : بهواسطه چنان كه M - - ( 93 ) - استعدادى M : + را B - - ( 93 - 94 ) ترا بهخودىخود M : بهخودىخود ترا B - - ( 95 ) - در مراقبه : از اينجا به بعد در PI نيز هست . ( 95 - 96 ) و در اوقات اذكار PM : و از كار اوقات B - - ( 96 ) - و در : و P - - نتوان IPM : توان B - - كه كى بود اين دعوت IPM : كه دعوة درين B - - ( 97 ) - سيف : + قاتع ( املاء غلط قاطع ) B - - چون : - B - - را IBP : - M - -